تبلیغات
قرآن-وب

آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی، رحمه‌الله علیه، عارف و استاد بزرگ اخلاق و معنویت، فرمودند:از صحن مبارك حضرت رضا، (ع)، عبور می‌كردم، شخصی را دیدم كه در یكی از غرفه‌های اطراف صحن، مشغول تلاوت قرآن بود، شخصی به او نزدیك شد و با پایش به دست او زد، قرآن به روی زمین پرت شد و با پرخاش گفت: این چیست كه خودت را به آن سرگرم كرده‌ای؟ من از این حادثه خیلی ناراحت شدم و ناگهان آیه‌ای به قلبم خطور كرد و دیدم كه آن مرد، در همان لحظه، دلش درد گرفت و ناله‌اش بلند شد. من به آن شخص نزدیك شدم و به او گفتم: آیه‌ای از قرآن كریم در نظرم آمد و تو را این‌گونه دردمند و عاجز كرده است. آیا این دلیل بر حقانیت قرآن نیست؟ آن شخص شروع به التماس كرد تا او را از آن حالت جانكاه بدر آورم. برایش دعا كردم و حالش خوب شد. مدتی از این ماجرا سپری شد. تا این كه یك روز، شخصی با ظاهری خداپسند، نزد من آمد و گفت: آیا مرا می‌شناسی؟ گفتم: خیر. گفت: من همان فردی هستم كه آن حادثه برایم پیش آمد و از آن روز به بعد، به بركت نفس قدس و قرآنی شما، در طریق هدایت قرار گرفتم و زندگیم كاملاً دگرگون شده است[1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مجلّه بشارت، سال دوم، شماره دهم، ص 31.



طبقه بندی: قرآنِ عجیب، داستان ها,کرامت ها,نصایح،
[ جمعه 18 شهریور 1390 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ mahmood hosseinpor ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
تبلیغات


آمار سایت